دهنم

خیلی وقت بود مثل قبلنا که قدم کوتاهتر بود،موهام بلندتر،غرغرام کمتر،شور و هیجانم بیشتر،موقع حمام کردن کف نرفته بود تو چشمم.بعد در حالیکه دارم محکم چشمام رو روی هم فشار میدم،دنبال شیر آب بگردم و دهنم رو محکم تر از چشمام،روی هم بذارم انگاری که کفای روی سرم که از قافله ی ورود به چشمام  عقب موندند در حال رقابتند که برند توی دهنم.و بعد از اینکه شیر آب باز شد تازه با همون پوزیشن نه چندان جالب در حالیکه خودم تعادل ندارم،شروع کنم به تعادل آب سرد و گرم.وقتی هم که کفا شسته شد چشمام رو که باز کردم به دهنم اجازه ی باز شدن بدم و چنان نفسی بدم بیرون که آب هایی که دارند سُر میخورند روی صورتم به صورت فواره ای بپاشند سمت جلو...بعد هم ی نفس عمیق... و بعد بیفتم روی تخت و خوابم ببره...ی خواب عمیق بعد از نبرد تن به تن با کف...

منبع اصلی مطلب : تلخ همچون چای سرد
برچسب ها : دهنم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : soapsuds party